اینجا چراغی روشن است ... کتابخانه و موزه ملی ملک؛ هشتاد و سال پس از وقف

«اینجا چراغی روشن است». این جمله، نمودی از کنش‌ها و کوشش‌های نهادی نیک‌خواهانه به شمار می‌آید که دهه‌های پیاپی به جویندگان دانش و ره‌پویان اندیشه، راه را می‌نمایاند. ۶ آبان، هشتاد و دومین سال‌روز وقف «کتابخانه و موزه ملی ملک» بر آستان قدس رضوی است؛ نهادی برآمده از آیین وقف و اندیشه نیکوکاری ایرانیان که در تاریخ دیرینه این سرزمین ریشه‌ای استوار دارد.

اینجا چراغی روشن است ... کتابخانه و موزه ملی ملک؛ هشتاد و سال پس از وقف

بزرگ‌ترین موقوفه فرهنگی ایران چگونه از پسِ دهه‌ها به روزگار ما رسیده است

اینجا چراغی روشن است ... کتابخانه و موزه ملی ملک؛ هشتاد و سال پس از وقف

«اینجا چراغی روشن است». این جمله، نمودی از کنش‌ها و کوشش‌های نهادی نیک‌خواهانه به شمار می‌آید که دهه‌های پیاپی به جویندگان دانش و ره‌پویان اندیشه، راه را می‌نمایاند. 6 آبان، هشتاد و دومین سال‌روز وقف «کتابخانه و موزه ملی ملک» بر آستان قدس رضوی است؛ نهادی برآمده از آیین وقف و اندیشه نیکوکاری ایرانیان که در تاریخ دیرینه این سرزمین ریشه‌ای استوار دارد.

سفری به 120 سال پیش با بزرگ‌ترین واقف فرهنگی ایران

به گزارش روابط عمومی موسسه کتابخانه و موزه ملی ملک، موقوفه آستان قدس رضوی، بزرگ‌ترین موقوفه فرهنگی ایران، اکنون هشتاد و دومین سال وقف خود را پشت سرمی‌گذارد و به دوره‌ای تازه از فعالیت خود می‌رسد. بنیان‌گذاری این گنجینه بی‌بدیل فرهنگ و هنر ایرانی- اسلامی اما به روزگاری پیش‌تر بازمی‌گردد.

کتابخانه و موزه ملی ملک از سال 1278 خورشیدی که نخستین بار اندیشه گردآوری کتاب و تشکیل یک کتابخانه به ذهن حاج حسین آقا ملک راه یافت، تا امروز که 120 سال از آن روزگار می‌گذرد، دوره‌هایی مهم از دگرگونی‌های اساسی را از سرگذرانده است. بنیان‌گذار و واقف کتابخانه و موزه ملی ملک آنگونه که در گفت‌وگو با روزنامه اطلاعات در تاریخ 30 اردیبهشت 1345 روایت کرده است، برای نخستین بار در سال 1278 از راه آشنایی با یک دیوان خطی شعر به اندیشه گردآوری کتاب افتاد: «در سال 1317 هجری قمری [1278 خورشیدی] که به اتفاق مرحوم پدرم حاج محمدکاظم ملک‌التجار برای دیدن املاک خراسان به مشهد رفتیم در بازگشت، در نیشابور نیرالدوله حاکم این شهر از ما که عده همراهانمان به 400 نفر می‌رسید استقبال باشکوه و پذیرایی 15 روزه کرد. من در نیشابور نسخه‌ای از دیوان ابن یمین را پیدا کردم و در این 15 روز از روی آن نسخه‌ای برای خود نوشتم. از آن پس این فکر در من قوت گرفت که یک کتابخانه بزرگ دایر کنم».

تشکیل کتابخانه اما به زودی رنگ واقعیت نگرفت. نخستین اقدام چند سال بعد صورت پذیرفت: «6 سال بعد، از طرف پدرم مامور خراسان شدم. در آنجا کتابخانه شیخ عبدالحسین پسر شیخ عبدالرحیم بروجردی را خریداری کردم. بعدا هم کتابهای میرزا ارسطو منشی کنسولگری روس را خریدم و کتابخانه خود را با این کتابها بوجود آوردم پس از آن هر کجا می‌شنیدم که کتاب خطی هست به سراغش رفتم. در این راه شهرتی بهم زدم، بطوریکه برای فروش کتاب قدیمی و خطی به من مراجعه میشد هر کس هر چه کتاب داشت می‌خریدم». کتابخانه‌ای مشهور که حاج حسین آقا ملک ایجاد کرده بود، تا پیش از درگذشت پدر در مشهد جای داشت: «در سال 1336 قمری [1297 خورشیدی] که پدرم درگذشت این خانه را که خود من در آنجا متولد شده‌ام به کتابخانه اختصاص دادم ... کتابها را تا نخوانده‌ام به کتابخانه تحویل نداده‌ام».

کتابخانه ملی ملک اکنون به پایتخت آمده، با حضور در بازار حلبی‌سازهای تهران، به دوره‌ای تازه از زندگی‌اش وارد شده بود. این اما پایان اندیشه بزرگ حاج حسین آقا ملک و کتابخانه مشهورش نبود. او که با درگذشت پدر بازرگان و زمین‌دار، میراث‌دار ثروت بی‌کران او شده بود، به واسطه کتابخانه، به گستره‌ای تازه از فعالیت فرهنگی روی آورد؛ راه‌اندازی موزه: «انگیزه من از تاسیس موزه سکه و فرش و قلمدان و نقاشی و ... که هنوز در دست تکمیل است این بود که بعضی از مراجعین کتابخانه من محققین خارجی هستند آنها سوال می‌کردند که سکه‌های قدیم ایران و یا خطوط تاریخی و قلمدانها را که همگی نشانه تمدن کهن ما است کجا می‌توانند تماشا کنند و من برای سهولت کار آنها و نیز استفاده ملت ایران دست به ایجاد این موزه زده‌ام». او که توانسته بود نخستین موزه خصوصی ایران را بنیاد گذارد، به روایت خودش، در سال 1314 کتابخانه و موزه ملی ملک را تاسیس و سازمان‌دهی کرد.

سال 1316 خورشیدی؛ تقدیم گنجینه بر آستان قدس رضوی

کوشش مهم بعدی حاج حسین آقا ملک در ششم آبان 1316 خورشیدی صورت گرفت. او در این سال که با راه‌اندازی موزه ایران باستان از سوی دولت هم‌زمان بود، خانه پدری را در بازار بین‌الحرمین تهران به همراه همه اموال موجود در آن