اسفند

اسفند (اِسفَند)

Peganumharmala

نام‌های دیگر: اسپند/ سپند/ اسفندانه/ سِبَنج/ هزاراسفند/ هزاراسپند/ حَرمَل/ حرمل عامی/ حرمل احمر/ حَرمَله/ سُذاب بَرّی/ سُداب کوهی.

نام انگلیسی: harmel peganum, african rue, syrian rue, harmel

تیرۀ Zygophyllaceae (تیرۀ اسفند/ قیچ)

اسفند

این جنس در ایران یک گونۀ علفی چندساله به اَشکال رویشی بسیار متنوّع و گوناگون دارد که معمولاً در مکان­‌هایی مانند اراضی تخریب ­یافته، قبرستان­‌ها و نقاط مختلف دارای خاک فقیر م‌ی­روید و به­‌عنوان گیاهی مهاجم در مراتع و مرتع­داری شناخته شده است.

یارم سپـند اگرچـه بر آتـش همی­ فکـند

از بهـر چـشم تـا نرسـد مـر ورا گـــزند

او را سپــند و آتــش نـاید همی به­ کـار

با روی همچو آتش و با خال چون سپند <حکیم حنظلۀ بادغِیسی>

به سُریانی «زَرعابَشّاشا»، به سِندی «هَملو» و به سجستانی «اِسپَرَک­تَهلَک» نامیده می­شود. جالینوس و پولس می­گویند برخی از مردمان آن را «سُداب دشتی» می­نامند. دیسقوریدس می­گوید: حرمل همان «مولو» (مولی) است. جوشاندۀ حرمل را به بیماران تب­دار، هنگامی­که تب به درازا کِشَد، می­دهند. دارای شیرۀ فراوان است که پنبه و تکه­‌ای از پشم را به­ مدّت ۱۰ روز در آن به­ عمل می­‌آورند تا بدبو شود. آن­گاه این پنبه را روی گَری که قبلاً آن را در برابر آفتاب خارانده­‌اند، می­مالند؛ این کار موجب درد می‌­شود اما سپس گَری را از میان می‌­برد. [1]خلط­‌های غلیظ لزج را ببرد و تحلیلی قوی کند و ادرار بول آورد و چون بکوبند و به انگبین بسرشند و زَهرۀ ماکیان اندر او کنند و زعفران و عصارت رازیانه سود کند، تاریکی بصر را و وجع­‌المفاصل را نافع است.[2] درجۀ سوّم گرم و خشک است و تقطیع­‌کننده و نرم­‌کننده است. اگر محلول آن بر مفاصل مالیده شود، درد آنها را از بین خواهد برد. همانند شراب، مستی‌­آور است.[3] اگر بخورند حرمل را با ادویۀ قاتلات دود، حبّ‌­القرع بیرون آورده و قولنج را نافع است. عِرق­‌ا‌لنّساء و وجع ورک و خون نطول کنند و به آب آن، سینه و شُش از بلغم لزج پاک کنند و بادی که در روده بود تحلیل دهد. سودمند بود جهت سردی دماغ و بدن، لیکن سُدد و صُداع آورده و مقیئ بود.[4] در اعادۀ حمل زنانی که در وقتی حامله می­‌شده باشند و بعد از آن نشوند باید سه روز از مطبوخ یک رطل آن که در شراب یا آب انگور جوشیده و به ربع رسیده بنوشند و نافع است.[5]

اسفند

اسفند در کتاب قانون: تقطیع کند و نرمش دهد. محلول آن را بر مفاصل مالند درد مفاصل را از بین می‌برد. ساییدهٔ اسفند با عسل و شراب و زهرهٔ کبک یا زهرهٔ مرغ خانگی و آب رازیانه کم‌سویی چشم را از بین می‌برد. خوردن آن تهوّع‌آور و باعث دفع است و در علاج قولنج سودمند است.[6]


[1] بیرونی، ابو ریحان محمد بن احمد. الصیدنه فی الطبّ. مترجم باقر مظفّرزاده. تهران، فرهنگستان زبان فارسی، ۱۳۸۳

[2] الهروی، موفق‌الدین ابومنصور. الأبنیة عن حقائق ألادویة. به تصحیح احمد بهمنیار. به کوشش حسین محبوبی اردکانی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۴۶

[3] قاسمی برومند، محمد و سیدعلی علوی‌نیا ابرقویی. مبانی طبّ سنتی و عصر اسلامیّ. تهران، نشر تیمورزاده و نشر طبیب، ۱۳۸۷

[4] انصاری شیرازی، علی بن حسین. اختیارات بدیعی. تصحیح محمدتقی میر. تهران: پخش رازی، ۱۳۷۱

[5] حسینی تنکابنی، حکیم محمدمؤمن بن محمدزمان. تحفهٔ حکیم مؤمن (تحفة المؤمنین). تهران: کتابفروشی مصطفوی، چاپ افست، ۱۳۸۷ق

[6] ابوعلی سینا، حسین بن عبدالله. قانون در طب. تالیف فتح‌الله بن فخرالدین شیرازی. تهران: موسسه تاریخ پزشکی، طب اسلامی و مکمل، ‎۱۳۸۶

برچسب‌ها:

نظر شما: