جهانپهلوان
تطبیق شخصیت غلاlرضا تختی همتراز با جهانپهلوان آرمانی حماسۀ ملی ایران بر بنیاد شاهنامه بایسنغری موجود در کتابخانه ملی ملک
علیرضا حیدری
جهانپهلوان
در حماسه ملی ایران شاهنامه لقبجهانپهلوان با خاندان رستم دستان پیوند خورده است؛ سام و زال و رستم، جهانپهلوان هستند و پشت و پناه ایران و ایرانیان!
جهانپهلوان سام برپای خاست ...
پیام جهانپهلوان زال زر ...
به رامش نشیند جهانپهلوان (رستم) ...
جهانپهلوان (رستم) نامه بر سر نهاد ...
در شاهنامه از کسان دیگری چون «زریر»، «اسفندیار»، «بهرام گور»، «بهرام پور گشسپ/چوبینه»، «رستم فرخزاد» نیز یاد شده است. «زریر» و «اسفندیار» در روایت زرتشتی هزاربیتیِ دقیقی دارای این عنوان شدهاند و آنچه درباره بهرام گور آمده احتمالا از ملحقات شاهنامه است. اما با کار «بهرام پور گشسپ» و «رستم فرخزاد» در شاهنامه آنان شایسته جهانپهلوانی هستند.
بهرام پور گشسپ در هنگام نبرد با هپتالیان و پیروزی بر ساوهشاه، چون پاداشی شایسته و برتر از اسپش نداشتند، همان اسپ را برایش برمیگزینند:
فرستاده را خلعت آراستند
پس اسب جهان پهلوان خواستند
مقصود از بیت این است: بهرام پور گشسپ چنان کار بزرگی کرده بود که آن اسپ زیر پایش بالاترین پاداش است زیرا برتر از اسپ جهانپهلوان چیز شایستهای در جهان برای بهرام نیست و آن را خود از پیش داشت.
رستم فرخزاد هم در روزگار تباهی و شکست ایران در آخر شاهنامه ایستاده جانفشانی کرد و نامش شایسته لقب جهانپهلوانی است:
یکی نامهای بر حریر سپید
نویسنده بنوشت تابان چو شید
به عنوان بر از پور هرمزد شاه
جهانپهلوان رستم نیکخواه
سوی سعد وَقاصِ جویندهجنگ
جهان کرده بر خویشتن تار و تنگ
در ادامه راه پهلوانان ایران باستان، در دوران اسلامی از پهلوان پوریای ولی همواره بهنیکی در داشتن ویژگیهای رفتاری والا و ارزشمند و نیکخویی یاد میشود؛ با این سلسله، واپسین بزرگ در دل مردم ایران غلامرضا تختی جهانپهلوان ایرانیان و قهرمان کشتی جهان است.
درباره زندگی و مرگ و کارهای بزرگ تختی در ورزش کشتی و مدالهای رنگین در میدانهای جهانی و کنشهای ارزشمند مردمی، اجتماعی و سیاسی او بسیار گفته شده است و در این گفتار هم به صورت گزیده بدانها اشاره میشود.
دریچهای دیگر که کمتر یا هرگز از آن به شخصیت تختی پرداخته نشده، جهانپهلوانیاش است؛ اکنون هفت ویژگی مهم یک جهانپهلوان (رستم) بر بنیاد شاهنامه فردوسیفهرست میشود. این ویژگیها عبارتند از خامُشی (خاموشی)، پیمانداری، فریادرسی، ستوده بودن در نزد بیگانگان، شفاعتگری، وطنپرستی، یاری خواستن از خداوند؛ سپس مصداقهای آنها را در زندگی و کارهای تختی میبینیم. این بخش از گفتار بر بنیاد نسخه خطی شاهنامه موجود در کتابخانه و موزه ملی ملک با شماره اموال 6031.1 گرد آمده است. این نسخه در سال 833 قمری (قرن 9 هجری) برای بایسنغر/بایسنقر میرزا شاهزاده تیموری در هرات نوشته شده است. کاتب این نسخه محمد بن مطهر بن یوسف بن ابیسعید قاضی نیشابوری است.
.jpg)
- علاقهمندان میتوانند ادامه این مقاله را از فایل زیر دانلود کرده و مطالعه نمایند.
- جهان پهلوان

